|
فاطمه معتمدآريا داراي مدرك تحصيلي ديپلم
دانش سراي هنر است، و در فاصله سالهاي 61-1360 در دفتر پژوهش امور
هنري آموزش و پرورش كمك كارشناس عروسكي بود.
از سال 1352 با شركت در كلاسهاي آموزشي
«كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان» فعاليت در نمايشهاي عروسكي
را آغاز كرد و از سال 1354 در نمايشهاي طوقي، حادثه در شهر
عروسكها، خرده بورژواها، آهو، دايره گچي قفقازي (داريوش فرهنگ)،
آدينه، يك جفت كفش براي زهرا و ريچارد سوم (داود رشيدي) به ايفاي
نقش پرداخت. او از عروسك گرداني به بازي گري علاقهمند شد.
معتمدآريا قبل از آن كه به فعاليت در سينما بپردازد در نمايشها و
مجموعههاي تلويزيوني آسمون و ريسمون (1360) ستانك و شانه به سر
(1360) مدرسه موشها (مرضيه برومند 1363) به عنوان بازيگر و عروسك
گردان به كار پرداخت و همزمان با فعاليتهاي سينمايي با (كامبيز
صميمي مفخم، 1364) هادي و هدي (اردشير كشاورزي، 1368)، زال و سيمرغ
(مرضيه برومند 1369)، عطر و گلاب بپاشيد (ايرج تهماسب، 1370)، گل
پامچال (محمدعلي طلبي، 1370)، بازپرس وارد ميشود (رضا بابك،
1370)، خونه مادر بزرگه (مرضيه برومند، 1371)، آرايشگاه زيبا
(مرضيه برومند، 1372) و خاله قورباغه (مرضيه محبوب، 1374) ادامه
داد.
مجموعه گل پامچال نام او را بر سر زبانها
انداخت، و كارش را در تلويزيون و سينما رونق بخشيد. فاطمه
معتمدآريا پس از موفقيت مجموعه تلويزيوني مدرسه موشها فعاليت
سينمايي خود را به عنوان عروسكگردان با فيلم شهر موشها (مرضيه
برومند و محمدعلي طالبي، 1363) آغاز كرد، و نخستين حضور او جلو
دوربين يك فيلم سينمايي براي محمدعلي سجادي در فيلم جدال (1365)
بود. معتمدآريا نخستين فيلمهايش را براي كارگردانهايي بازي كرد
كه خودشان هم اولين تجربههايشان رادر سينما انجام ميدادند؛ به
عنوان مثال: تحفهها (ابراهيم و حيدرزاده، 1366)، جهيزيه براي رباب
(سيامك شايقي، 1366)، ياد و ديدار (رجب محمدين، 1366) برخون (محمد
علي طالبي، 1367) و ريحانه (عليرضا رييسيان، (1368). او قبل از
شروع فيلمبرداري و موقع تمرين به روخواني متن معتقد است؛ زيرا با
«روخواني» مي تواند شخصيت ها و ارتباط آنها را با يكديگر بپرورد و
گرههاي مختلف فيلمنامه را بگشايد. او در فيلمهاي مسافران (بهرام
بيضايي، 1370)، ناصرالدين شاه آكتور سينما (محسن مخملباف، 1370)،
هنرپيشه (محسن مخملباف، 1371)، يك بار براي هميشه (سيروس الوند،
1371)، و همسر (مهدي فخيمزاده، 1372) به اين شيوه عمل كرد، كه
حاصل كارش قابل قبولتر است.
معتمدآريا در فيلمهاي كلاه قرمزي و
پسرخاله (ايرج تهماسب، 1373) روسري آبي (رخشان بني اعتماد، 1373)،
مرد آفتابي (همايون اسعديان، 1376)، مهر مادري (كمال تبريزي 1376)،
بانوي ارديبهشت (رخشان بني اعتماد 1376) مرد عوضي (محمدرضا هنرمند،
1377)، مرباي شيرين (مرضيه برومند، 1380) و پرندهاي از قفس پريد
(شهرام اسدي، 1380) نقشهاي متفاوتي ارايه نداد. معتمدآريا تنها
بازيگر سينماي ايران است كه در چهار دوره جشنواره فيلم فجر موفق به
دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول و دوم شد: به جز برهوت،
از دهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم مسافران (بهرام بيضايي، 1370)
از يازدهمين جشنواره براي فيلم يك بار براي هميشه (سيروس الوند،
1371) و از جشنواره دوازدهم براي فيلم همسر (مهدي فخيم زاده، 1372)
برنده جايزه شد. او همچنين جايزه بهترين بازيگر نقش اول از جشنواره
فيلم مونترال (كانادا) براي فيلم مهر مادري (كمال تبريزي، 1376) را
دريافت داشته است. |