|
|
||||||||||
|
||||||||||
|
|
|||||||||
| Movies Review |
![]() |
نقد فيلم |
|
سينماي ما - "آيدا" قرار بود پايان سه گانه اي باشد که با " دختري با کفشهاي کتاني" آغاز شده بود، با" من ترانه 15 سال دارم"، ادامه يافته و با" ديشب بابا تو ديدم، آيدا" به تکامل رسيده و يا قراربود برسد. پس انتظارها از فيلم در حد يک فيلم معمولي نبود. با چنين انتظاري مسلم است که به خواسته برخي مخاطبان پاسخ درخوري داده نشد، اما گروهي که فارغ از اين ديد به تماشاي فيلم نشستند از آن لذت بردند. همين برخوردها "صدرعاملي" را برآن داشت تا در ساختار فيلم خود تجديد نظري کند و با اين ساختارشکني بتواند مخاطبان بيشتري را راضي کند. آيدايي که اکنون بر پرده سينماها مي بينيد براي کارهايش دلايل قانع کننده اي دارد، خانواده اش شناخته شده ترند، کارهاي اضافه نمي کند و در يک کلمه بالغ تر از آيدايي است که در جشنواره روي پرده سينما ديده بوديم. مهمترين ويژگي آيدا(اصلي ترين شخصيت فيلم) اين است که از بچگي او( دنياي کودکي) به جايي مي رسد که بايد انتخاب کند و تصميم بگيرد، تصميم ميان اينکه جمع خانواده خود را تا هميشه همانگونه که مي خواهد( صميمي) ببيند يا اينکه با گفتن موضوعي ( که فکر مي کند خيلي مهم است) اين کانون گرم را متلاشي کند. اما آيدا راه سوم را برمي گزيند، او خود درباره زندگيش تصميم مي گيرد و در واقع خود را به جريان نمي سپارد تا ببيند چه برسرش خواهد آمد. همين خارج شدن از حالت انفعال مهمترين و عمده ترين تغيير آيداست. اما با تمام اين تفاسير به گمانم آنچه برخي مخاطبان را از تماشاي فيلم راضي نمي کند، اين است که سير داستاني در مورد اين کاراکتر( " تداعي" در " دختري با کفشهاي کتاني" و "ترانه" در " من ترانه 15 سال دارم" ) رعايت نشده است. تداعي دختر نوجواني بود که در راه بلوغ ، تجربيات مختلفي را از سر مي گذراند، ترانه يک قدم جلوتر، تجربه عشق را مي آموزد و با کودک خود به زندگي ادامه داد و حالا آيدا قاعدتا" بايد در ادمه تکامل اين شخصيتها تجربه خطيري را در زندگي خود بياموزد اما اين آيدايي که در ابتدا مي بينيم و در نريشن فيلم خودش هم مي گويد( دختري لوس) شخصيتي نيست که صلابت ترانه را ادامه دهد. حتي اگر قبول کنيم که تصميمي که آيدا در مورد زندگي خانواده اش ( پدر و مادرش) مي گيرد تصميم کوچکي نيست و در واقع با اين تصميم به نوعي به زندگي خودش هم سر و ساماني داده است، باز هم نمي توان اين فيلم را در ادامه "من، ترانه 15 سال دارم" ديد. اين توضيحات به هيچ وجه منکر ارزشها و تلاشي که براي ساخته شدن چنين فيلمي نمي شود اما براي بهتر ديده شدن اين خيل عظيم تلاش و تحقيق بايد توالي مناسبي در نظر گرفته مي شد. باز هم تاکيد مي کنم، آيدا يک فيلم مستقل، فارغ از سه گانه صدر عاملي، فيلم کامل و فوق العاده اي است اما به عنوان پايان يک چنين سه گانه اي .... براي ديده شدن چنين فيلمي بهتر آن است که به دور از تمام حواشي و به صورت يک فيلم مستقل به آن نگاه کنيم تا بتوانيم قضاوتي منصفانه داشته باشيم. چيزي که در فيلم به خوبي و به وضوح قبل مشاهده است. تنهايي آيداست، از آنجايي که آيدا به دختري درسخوان و سر به زير مشهور است، کسي ( به جز مادر بزرگ) متوجه ناراحتي و مشکلاتش نمي شود اما فضاسازي فيلم به گونه اي است که کليه احساسات و حالتهاي آيدا را درک مي کنيم. فيلم برداري و نورپردازيهاي دقيق و طراحي صحنه و لباس متناسب با موضوع دو مقوله اي است که کمک شاياني به کل فيلم و خصوصا" اصلي ترين شخصيت آن ( آيدا) کرده است. به اتاق آيدا و فضاي آن کمي دقت کنيد ميزوکتاب و تخت او چنان چيدمان شده که شخصيت يک محصل درسخوان و مرتب را در ذهن مخاطب متبادر مي کند همانطور که همه از آيدا انتظار دارند يا در نگاهي وسيعتر خانه آيدا چنان مرتب و نظم است(همه چيزبه اصطلاح سرجاي خود است) که هيچ کس حتي به ذهن خود فکر خيانت پدر آيدا به مادرش را راه نمي دهد. اين نکته را هم بايد در نظر داشت که در فيلم تنها دو خانه را مي بينيم: 1) خانه آيدا و 2) خانه هاله ابتکار که به نوعي در مقابل هم قرار مي گيرند، هم به لحاظ نظم و ترتيب و هم به لحاظ کارکرد. يا اگر بخواهيم از نگاه ديگري فيلم را ببينيم ساناز که خانواده واحدي ندارد و پدر و مادرش از هم جدا شده اند را هيچگاه در خانه نمي بينيم و بي سرپناهي و سرگشتگي او با اين تمهيد به نمايش گذاشته شده است. لباسهاي هريک از شخصيتها نيز به نوعي گوياي درونيات وويژگيهاي فردي آنهاست. آيدا هميشه لباسهاي اسپورت و گاه کودکانه ( لباس آيدا در شب عروسي را به ياد آوريد) برتن دارد، ساناز در مقابل آيدا و در همان سن و سال کمي آراسته تر و شايد بيشتر براي جلب توجه لباس مي پوشد و گاه آرايش مي کند، مادر آيدا هميشه ( بجز صحنه عروسي) يک لباس و تنها يک لباس به تن دارد، شايد اين همان يک دستي و تکراري شدن زندگي را القا کند، در مقابل پدر آيدا همواره مرتب است، کت و شلوار شيکي به تن دارد، ادکلن مي زند و به قول آيدا خوش تيپ است. تمام اين مؤلفه ها به مخاطب کمک مي کند تا کاراکترها بهتر بشناسد، با آنها ارتباط برقرار کند و حرف فيلم را دريابد و با يک تلنگر کوچک موقعيت خود را در دنياي امروزي باز يابد. آيدا پس از طي کردن راهي نه چندان کوتاه به جايي مي رسد که انتخاب مي کند، تصميم مي گيرد، ميان منفعل بودن يا زندگي کردن، زندگي کردن را انتخاب مي کند و لذت خوردن يک تکه کيک زير باران را تجربه مي کند. |
||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
| اخبار | اخبار روزانه فارسي . عکس هاي خبري . اخبارروزانه انگليسی . ايران در چنين روزی |
| سرگرمی! | شعر . جوک . طالع بينی . آهنگ موبايل . عشق سنج . عکس بامزه . اسکرين سيور . کاريکاتور . بيشتر |
| زندگی | سلامت . نکات آرايشی . نکات بهداشتی . تغذيه . کالری مواد غذايي . دستور آشپزي به انگليسی . نقد فيلم . رويدادهای تهران . آب و هوا |
| ارتباط | تابلوی پيامها . کاريابی . لينک . سفر . تور . پروازها . هتل . رستوران . اطلاعات ايران . مهاجرت به کانادا |
| فروشگاه | ارسال گل به ايران www.dastchin.com . سرويس گل به ايران |
| سرويس ها | تبليغ روی ايران مانيا . تولبار ايران مانيا . ميزبانی وب سايت . نامه های شما به ايران مانيا . تماس با ما . نقشه سايت |
| انتخاب زبان سايت
. راهنمای خواندن و بهتر ديدن صفحات فارسی .
©1999-2008 کپی رايت .
مقررات سايت .
مطالب امنيتی . آمار سايت->
|