Iran Movies

صفحه اصلی - فونت فارسی

  رويدادهای ايرانی | نقد فيلم | شرح حال کارگردانان و هنرپيشگان |  رويداد های خود را ارسال نمائيد
 
  Be Name Pedar

  به نام پدر

 
طراح صحنه و لباس:  فرهاد ويلکيجي
چهره پرداز : مهرداد ميرکياني
صدابردار: مهران ملکوتي
موسيقي: محمدرضا عليقلي
تاريخ اکران : 1385
کارگردان و نويسنده :  ابراهيم حاتمي کيا
مدير فيلمبرداري: حسن کريمي
مدير توليد : جواد نوروزبيگي , محمد پيرهادي
تدوين : سهراب خسروي
عکس : گلاره کيازند
صداگذار: محسن روشن
 

بازيگران :  پرويز پرستويي , مهتاب نصيرپور , گلشيفته فراهاني , کاظم هژيرآزاد , ميرطاهر مظلومي  , افشين هاشمي , مهرداد ضييي , کامبيز ديرباز , سليمه رنگزن , شبنم مقدمي

خلاصه داستان: به نام پدر که به ارتباط ميان يک پدر و دختر مي پردازد، از موضوعي اجتماعي با پس زمينه جنگ برخوردار است.

 

يادداشت : ابراهيم حاتمي كيا پس از اينكه سيزدهمين فيلمش « به رنگ ارغوان » درست در آستانه برگزاري بيست و سومين جشنواره بين المللي فيلم فجر توسط وزير اطلاعات توقيف شد و نمايش آن به روزهاي آتي موكول گرديد، چهاردهمين فيلمش « به نام پدر » را بي سر و صدا در آبادان آغاز كرد.

پس از فيلمهاي « آژانس شيشه اي » (1376)، « روبان قرمز » (1377)، « موج مرده » (1379) و مجموعه تلويزيوني « خاك سرخ » (1381) پرويز پرستويي در « به نام پدر » پنجمين همكاري اش با حاتمي كيا را پس از وقفه اي سه ساله تجربه مي كند.

مهتاب نصيرپور و گلشيفته فراهاني براي اولين در فيلمي از ابراهيم حاتمي كيا ظاهر مي شوند و آزيتا حاجيان كه تجربه همكاري به عنوان بازيگر را در فيلم « روبان قرمز » دارد پس از اولين تجربه بازيگرداني اش در فيلم « جنگ كودكانه » (ابوالقاسم طالبي، 1383) در فيلم « به نام پدر » بازيگرداني را براي بار دوم تجربه مي كند. پس از حضور رضا كيانيان به عنوان بازيگردان در فيلمهاي « آژانس شيشه اي » و « روبان قرمز » و حضور حبيب رضايي در فيلمهاي « ارتفاع پست » و « به رنگ ارغوان » آزيتا حاجيان سومين بازيگرداني است كه اين سمت را در فيلمي از ابراهيم حاتمي كيا انجام مي دهد.

 
  Movies Review

   نقد فيلم

سينماي ما - 1_ ساخت "به نام پدر‌" واکنش ابراهيم حاتمي‌کيا است نسبت به شرايط روز؛ به توقيف "به رنگ ارغوان‌"؛ به سکوت بعد از آن و دم بر نياوردن و يا به نوعي بچه‌ي خوب جلوه کردن. در سراسر "به نام پدر‌"، انفعال و خنثي بودن موج مي‌زند و اين براي فيلم‌سازي که در هر فيلمش به نوعي عصيانگر بود يک عقب‌گرد وحشتناک است. تا به حال ديده بوديد که حاتمي‌کيا نسبت به فيلم‌هايش منفعل عمل کند و دفاعي براي آن‌ها نداشته باشد؟ مصاحبه‌هاي چند وقت اخير او را درباره‌ي "به نام پدر‌" بخوانيد تا بفهميد چه مي‌گويم.

2_ ناصر شفيعي از تبار قهرمانان قديمي حاتمي‌کيا است. يک رزمنده‌ي بسيجي که بعد از جنگ به شهر باز‌گشته و درگير تناقض‌هاي موجود در آن شده است. بازگشت به عقب و بررسي قهرمان‌هاي قديمي حاتمي‌کيا باعث مي‌شود تا قهرمان امروز او را بهتر بشناسيم. سعيد(علي دهکردي) در "از کرخه تا راين‌" ، شخصيتي است که به خاطر ديدگاه رومانتيک سازنده‌اش، احساساتي و محجوب جلوه مي‌کند. او ساکت است، اما به‌هيچ‌وجه سکوتش معني منفعل بودن نمي‌دهد. آرامشي دارد که از پس کلي سختي به دست آمده. طبيعي است که اين قهرمان آرماني نمي‌تواند زنده بماند. او توانايي مقابله با جامعه‌ي پيش رويش را ندارد. مثل يک دستمال سفيد در ميان انبوهي سياهي. و او تاوان اين سفيد بودنش را مي‌دهد و مي‌ميرد.

موسي (علي مصفا) در "برج مينو‌" براي فرار از چيزهايي که درکشان نمي‌کند به روياها و خاطراتش پناه مي‌برد. اينجا ديگر حاتمي‌کيا پيچيده‌تر شده و همه چيز را به آساني با مرگ قهرمانش حل و فصل نمي‌کند. خط‌کشي وجود ندارد و تمام خاطرات موسي از زمان جنگ، جزئي لاينفک از زندگي روزمره‌اش مي‌شود. حاتمي‌کيا در " آژانس شيشه‌اي‌" نه‌تنها بهترين شخصيت مجموعه فيلم‌هاي خود، بلکه يکي از بهترين شخصيت‌هاي تاريخ سينماي ايران را خلق مي‌کند.

چيزي که اينجا در مواجهه با شرايط موجود پديدار مي‌شود و تا به‌امروز در سينماي او باقي مي‌ماند، نوعي عصبيت است. عصبيتي که به‌درستي در "آژانس شيشه‌اي‌" کارکرد داستاني دارد. نکته‌ي مهم اينجا است که مسئله‌ي تناقض آرمان با شرايط روز، تبديل به موتور داستان فيلم شده. کل فيلم سعي دارد اين موقعيت را توضيح دهد. شرايط بغرنج فيلم طوري است که تلاش بيشتر حاج کاظم(پرويز پرستويي) براي نجات عباس(حبيب رضايي) مساوي مي‌شود با زودتر مردن او. نمونه‌اي کوچک‌تر از تناقض‌هايي که خود فيلم‌ساز با آن‌ها درگير است.

اين درک نکردن توسط جامعه و ول نکردن آرمان،‌ سردار ‌راشد (پرويز پرستويي) را در "موج مرده‌" تبديل به دن‌کيشوتي مي‌کند که روزگارش گذشته. قهرمان خسته و تنهايي که راهي جز مردن ندارد. اينجا اوج عصبانيت حاتمي‌کيا در شخصيت قهرمانش متبلور مي‌شود. بعضي جاها ديگر به او حق نمي‌دهيم و شايد به همين خاطر باشد که مرگش در عين غم‌انگيز بودن، محق جلوه مي‌کند.

همه‌ي اين‌ها را گفتم تا برسم به ناصر شفيعي (پرويز پرستويي). او چه دارد؟ تلاش براي ثبت معدن و فرار از دست آدم‌هايي که دنبال او هستند، به جاي اين‌که داستان را هيجان‌انگيزتر کند، قهرمان را ناتوان جلوه مي‌دهد. قهرمان حاتمي‌کيا به راحتي با شرايط روز کنار آمده. حيف از حاج کاظم که اين‌قدر راحت تبديل شد به ناصر شفيعي.

3_ در تماشاي هر فيلمي اين حق براي بيننده وجود دارد تا جغرافياي آدم‌ها را درک کند و بفهمد که قصه در کجا اتفاق افتاده؛ در "به نام پدر‌" هيچ چيز مشخص نيست،‌ کشف و شهود هم جواب نمي‌دهد. پيدا کردن اين که پرستويي، نصيرپور و فراهاني در کجا هستند کار حضرت فيل است و وقتي هم که يک جا جمع مي‌شوند، باز جغرافيا مشخص نيست اين نکته کم‌توجهي فيلم‌ساز را مي‌رساند.

اثبات اين نکته است که او کارش را جدي نگرفته. اين همه نماي ناواضح و فلو در کدام فيلم حاتمي‌کيا ديده بوديد؟ اين ديگر ساده برخورد کردن نيست. اسمش سهل‌انگاري است. نماي شب را به صبح قطع کردن در دو نماي پشت سر هم اسمش هيچ چيز نيست جز پيچاندن تماشاگر. در کدام فيلم حاتمي‌کيا همه چيز اين‌قدر ساده تمام مي‌شود و مي‌ردو پي کارش؟ مگر مي‌شود که يک شرايط بغرنج را خلق کني و با دو ديالوگ سروتهش را هم بياوري؟

شکل اجراي پايان فيلم اثبات اين نکته است که فيلم اصلا پايان ندارد. هيچ‌چيز حل نشده، همه سر جاي خود باقي مانده‌اند و اين يعني درجازدن. يکي از بزرگ‌ترين ويژگي‌هاي آثار هنري اين است که به طور ناخودآگاه و از دل داستان آينده را پيش بيني مي‌کنند. اين را گفتم تا قضيه‌ي هواپيماي آخر فيلم روشن شود. حاتمي‌کيا مي‌خواهد که آينده را پيش‌بيني کند، اما شرمنده که کارکرد هواپيما در حد ستون يک روزنامه جلوه مي‌کند، در حد تفسيرهاي سياسي مردم کوچه و بازار.

4_ ملودرامي که در آن حسابگري به کار رفته باشد، قطعا احساسي بر نمي‌انگيزد. "از کرخه تا راين‌" هم ملودرام بود، بدون دو دوتا چهارتا. همين حالا هم تاثير هرکدام مشخص است. به قول شاعر اين کجا و آن کجا؟ خسرو دهقان(منتقد قديمي) زماني گفته بود که مسعود کيميايي و ابراهيم حاتمي‌کيا به مفهوم احساسي، ايراني‌ترين فيلم‌سازان معاصر هستند، چون با دلشان فيلم مي‌سازند. حرف بسيار درستي است و يک پيش‌بيني ريز در دل خود دارد. وضعيت امروز حاتمي‌کيا، مشابه وضعيتي است که کيميايي در دهه‌ي هفتاد دچارش شد.

 
please wait . . .
 
اخبار  اخبار روزانه فارسي . عکس هاي خبري . اخبارروزانه انگليسی . ايران در چنين روزی
سرگرمی!   شعر . جوک . طالع بينی . آهنگ موبايل . عشق سنج . عکس بامزهاسکرين سيور . کاريکاتور . بيشتر
زندگی   سلامت . نکات آرايشی . نکات بهداشتی . تغذيه . کالری مواد غذايي . دستور آشپزي به انگليسی . نقد فيلم . رويدادهای تهران . آب و هوا
ارتباط   تابلوی پيامها . کاريابی . لينک . سفر . تور . پروازها . هتل . رستوران . اطلاعات ايران . مهاجرت به کانادا
فروشگاه   ارسال گل به ايران www.dastchin.com . سرويس گل به ايران
سرويس ها   تبليغ روی ايران مانيا . تولبار ايران مانيا . ميزبانی وب سايت . نامه های شما به ايران مانيا . تماس با ما . نقشه سايت
انتخاب زبان سايت . راهنمای خواندن و بهتر ديدن صفحات فارسی . ©1999-2008 کپی رايت . مقررات سايت . مطالب امنيتی . آمار سايت-> Site Meter