Iran Movies

صفحه اصلی - فونت فارسی

  رويدادهای ايرانی | نقد فيلم | شرح حال کارگردانان و هنرپيشگان |  رويداد های خود را ارسال نمائيد
 
  Ghadamgah

   قدمگاه

 
چهره پردازى: مهرداد ميركياني
طراح صحنه: سيامك احصايي
طراحى لباس: سيامك احصايي
محصول: بنياد سينمايي فارابي
شروع فيلمبرداري: 19 شهريور 1382 - در نطنز
كارگردان: محمدمهدي عسگرپور
نويسنده: محمد رضايي‌راد
تهيه كننده: محمدرضا تخت‌كشيان
فيلمبردار: حسن كريمي
تدوين: بهرام دهقان

بازيگران: رضا کيانيان، فرامرز صديقي، بابك حميديان، محمدرضا داودنژاد، عليرضا اوسيوند، زهره حميدي،آفرين عبيسي، نسرين غلامي، صالح ميرزا آقايي، راموناشا
 

خلاصه داستان:

رحمان كه سال‌ها نزد اهالي روستا زندگي كرده و بزرگ شده و خود را سرراهي مي‌داند، با نزديك شدن به نيمه شعبان، در پي اداي نذر ده ساله خود است و امسال آخرين نذر اوست. بنابراين او بايد در قدمگاه منسوب به حضرت حجت حضور يابد. رحمان بر اثر خوابي كه مي‌بيند، درمي‌يابد كه موضوع يافتن پدر و مادر خود را بايد در روستا پي‌گيري كند. پس مراسم خود را ناتمام گذاشته و براي يافتن هويت خود به روستا بازمي‌گردد.

 

يادداشت فيلم:
« براي ديگري » پس از فيلم « پرواز در نهايت » (1370) دومين فيلم بلند عسگرپور است. عسگرپور پيش از اين مديريت بنياد سينمايي فارابي را بر عهده داشت.

 
please wait . . .
  Movies Review

   نقد فيلم

على اصغر كشاني - روزنامه ايران

قدمگاه پس از پرواز در نهايت(۱۳۶۹) دومين اثر محمدمهدى عسگرپور است. او كه به دليل تصدى گرى در امور اجرايى و مديريتى ۱۳ سال از فيلمسازى فاصله گرفته بود امسال موفق به اكران قدمگاه شد.عسگرپور بااين اثر نشان داد قصه گوى متبحرى است . او شخصيت ها را به موقع و يك به يك معرفى كرد و نقش هر كدام را در جايگاه خود قرار داد. دقت او در حفظ و انسجام تم مركزى داستان وعدم افت پيرنگ اصلى روايت، عناصر با اهميتى است كه عسگرپور توجه ويژه اى به آنها داشته است. شكل اوليه شناخت شخصيت ها در ابتداى فيلم در موقعيت تثبيت شده اى اتفاق مى افتد. همه چيز سرجاى خود است و هرچند نخاله هايى چون مروان وحسن موى دماغ باستانشناس هستند، قصه در خدمت معرفى تيپ هاى فرعى است كه مخاطب با آنها مجانست پيدا كند. ما از همان ابتداى فيلم رحمان را خوب مى شناسيم. اما عسگر پور با زيركى خاصى هم از او شناخت به ما مى دهد و هم او را نمى شناساند. نحوه توزيع و دقت محمدرضايى راد به عنوان فيلمنامه نويس در جهت ارائه اطلاعات به موقع و بجا لذت و كنجكاوى توأمانى براى مخاطب ايجاد مى كند. همين امر معماى اوليه اثر را شكل مى دهد وهرچند در ابتدا چندان با اهميت جلوه نمى كند. اما اندك اندك و با گسترش قصه و نقش افراد در مركزيت ماجرا و ارتباط آنها با شريان اصلى وقايع هركدام از المان ها را از اهميت بالايى در راستاى هسته مركزى داستان نشان مى دهد. اينكه رحمان درصدد شناخت هويت خود بر مى آيد به خودى خود توجيه منطقى محسوب نمى شود. او سالهاى گذشته هم مى توانست اين سؤالات را با همين كنجكاوى و سماجت مطرح كند. قراردادن شكل و مضمون مذهبى در پيش و پس زمينه ماجرا تمام معادلات وموقعيت ها را هدايت مى كند واين يعنى متد تقدير دربدنه اصلى و پيش برنده قصه. شناخت حقايق نامكشوف براى رحمان براحتى برايش ميسر نمى شود. اين اتفاق در روز مقدس و متبركى مى افتد و خواب رحمان و اذن امام عامل تغيير شرايط مى شود.
عنصر مهم تر سوء تفاهمى است كه در ميان شخصيت ها از يكديگر وجود دارد و اين عملاً از باورها وندانسته ها ناشى شده است. كسى باور نكرده است كه علت بچه دار شدن گوهر اداى نذر او براى گرفتن حاجت بوده است وهمچون مريم قديسه رحمان را به دنيا مى آورد.
كسى باور نمى كند، رحمان با آن سابقه به زعم روستاييان سياه، مادرش تا اين حد موردعنايت امام زمان باشد. اين موقعيت سازى در نهايت بسترى مى شود براى آشكار شدن هويت آدمهايى كه در پوشيده ماندن گناه دسته جمعى و ناآگاهانه شان از عنايات غيبى ، تلاش مى كنند. اينجا اين سؤال مطرح مى شود كه گناهكار واقعى كيست. و اين لازمه هر نوع شناختى است كه پس از چندى تغييرها، موقعيت هاى جديد و سؤالات و شايد اتفاقات گرانى را با خود به همراه آورد.

سرنوشت مروان وحسن با رفتار وعملكرد اجتماعى شان كه در طول فيلم از طرف اطرافيانشان نقد مى شود، سرنوشت مؤاخذه گونه و عبرت انگيزى است. در ثانى پرسشى كه رحمان درابتدا مطرح مى كند، اندك اندك به شخصيت هاى ديگر نيز سرايت مى يابد. آنها را به گذشته ها مى برد و ارتباطات آنها با واقعه پيش آمده را واكاوى مى كند. موقعيت به ظاهر متعادل اوليه شان را در تعليق قرار مى دهد و همان طور كه اشاره شد در ايجاد وضعيت نامتعادل ثانويه نقش الگوهاى ماورايى، اصلى ترين مؤلفه و كاربست محسوب مى شود.

الگوى مهمترى كه عسگرپور به آن اهتمام ورزيده، انتظار به عنوان مفهومى آشكار كننده ودر عين حال حاوى مؤلفه هايى چون صبر و شكيبايى و رأفت است. فيلم بيان مى دارد كه جنس صبر براى ظهور امام زمان و ديدگاههاى مختلف براى رودررويى و ذهنيت نسبت به او متفاوت است و حد و حدود آن را عمل وعنايت تعيين مى كند. فيلم در پايه ريزى اين مفهوم شكلى شريعت محورانه رادر تم مضمونى اثر جاى مى دهد كه خود را در قصه هويدا مى سازد.

نحوه كسب نامشروعى كه گروه مرد بازارى (رضا كيانيان) از راه استخراج عتيقه جات به دست مى آورند و اينكه در نهايت نيز رحمان با آن خانواده وصلت نمى كند و همان طور كه پيشتر اشاره شد، سرنوشت آدمهاى اين گروه كه حريم شريعت را زيرپا مى گذاشتند، از جمله رويكردهاى فيلمساز بوده است.
قصه فيلم و ايده هاى به كار رفته درداستان در نهايت بار دراماتيكى دارد وهرچند روان و روشن و با دقت پيش مى رود واجرا مى شوداما در عين حال پختگى ومنطق خودرا حفظ كرده است. وقايع و شخصيت ها با مجانست باهم پيش مى روند. دراين ميان استفاده از برخى شيوه ها در معرفى و موقعيت شناسى به همان ميزان كه لازم مى آمده است ناكارآمد و غيرضرورى نيز محسوب مى شده است.براى معرفى كليه شخصيت ها واز جمله رحمان، موقعيت و شرايط و در عين حال ارتباط افراد با هم لازم نبود يك مأمور سرشمارى به هر منزلى سرك بكشد و رحمان را در آنجا ببيند تا او نيز سفره دلش را براى او باز كند وخيلى غيرتصويرى و با ساده ترين شكل ممكن به معرفى منطقه بپردازد. به ديالوگ هايى كه حسن سرزده و با ديدن گوش و ايستادن رحمان به او مى گويد، توجه كنيد: حسن: گوش وايستادى . رحمان: نه گوشت خريدم. و اين درحالى است كه ما مى دانيم لحظاتى پيش او در قصابى گوشت مراسم را تهيه و آورده است. حيف نيست ديالوگ نويس ظريفى كه از اين نمونه هاى قوى ديالوگ كه در اين اثر فراوان ديده مى شود، براى معرفى شخصيت ها اين گونه ساده نگر باشد. و يا به راحتى به حذف باستانشناس و گروهش كه مى دانيم مقارنت خاصى با ايده جست وجو در فيلم دارند بپردازند و موقعيت ها نمازگاه حسن و مروان را پس از واقعه رها كند و يا موضوعاتى چون تفكيك مغازه ميان برادران (صديقى كيانيان) را مطرح و سپس به فراموشى سپارد.

عسگرپور، رضايى را د و عوامل اصلى كه قدمگاه را ايجاد كردند نشان دادند مى توان قصه پردازى سنجيده اى از شرايط اجتماعى ارائه داد و مسائل مهم و در عين حال در مقابل چشم را كه كمتر به آن توجه و پرداخته مى شود، با بسترها وروش هاى نو روايت وبيان كرد و قدمگاه را به وجود آورد كه كمتر راضى شده است به قصه در ابتدا خامش تك بعدى نگاه كند و اين ويژگى را به دست مى آورد كه با سنجش جوانب و اهميت به شخصيت ها و وقايع فرعى مى توان چندباره به حفظ و ارائه هسته مركزى قصه پرداخت و اين چشم داشت اندكى است كه كليت سينماى ايران از آن دريغ مى ورزد.

 
اخبار  اخبار روزانه فارسي . عکس هاي خبري . اخبارروزانه انگليسی . ايران در چنين روزی
سرگرمی!   شعر . جوک . طالع بينی . آهنگ موبايل . عشق سنج . عکس بامزهاسکرين سيور . کاريکاتور . بيشتر
زندگی   سلامت . نکات آرايشی . نکات بهداشتی . تغذيه . کالری مواد غذايي . دستور آشپزي به انگليسی . نقد فيلم . رويدادهای تهران . آب و هوا
ارتباط   تابلوی پيامها . کاريابی . لينک . سفر . تور . پروازها . هتل . رستوران . اطلاعات ايران . مهاجرت به کانادا
فروشگاه   ارسال گل به ايران www.dastchin.com . سرويس گل به ايران
سرويس ها   تبليغ روی ايران مانيا . تولبار ايران مانيا . ميزبانی وب سايت . نامه های شما به ايران مانيا . تماس با ما . نقشه سايت
انتخاب زبان سايت . راهنمای خواندن و بهتر ديدن صفحات فارسی . ©1999-2008 کپی رايت . مقررات سايت . مطالب امنيتی . آمار سايت-> Site Meter