Iran Movies

صفحه اصلی - فونت فارسی

  رويدادهای ايرانی | نقد فيلم | شرح حال کارگردانان و هنرپيشگان |  رويداد های خود را ارسال نمائيد
 
  Hokm

  حکم

 
تدوين : عباس گنجوي
صدابردار:
اسحاق خانزادي
مدير توليد:
محمدصادق آذين
موسيقي:
مجيد انتظامي
تاريخ شروع فيلمبردري:
محصول سال 1384



 

نويسنده و کارگردان: مسعود كيميايي
تهيه كننده:
مسعود كيميايي، كارگاه آزاد فيلم
سرمايه گذار: غلامرضا شريفي

مدير فيلمبرداري:
عليرضا زرين دست
عكاس:
بابك برزويه
طراح چهره پردازي: عاطفه رضوي

بازيگران : عزت‌الله انتظامي، خسرو شكيبايي، ليلا حاتمي، بهرام رادان، پولاد كيميايي و مريلا زارعي، لادن طباطبايي، كارينا كيميايي، داوود عمادي، علی اصغر طبسی، يوسف آزاد، ناهيد‌خيرابي، فرزانه ارسطو و ليلا بوشهري ، سعيد پيردوست، داريوش اسدزاده ، اكبر معززي و جلال پپيشوائيان و با معرفي ميترا صالحي، بهرام فتاحي، محسن هنرمند و سعيد روحاني
 

خلاصه داستان: « حکم که صادر شد، بايد اجرا بشه، اگه بترسی، تاخير کنی، يا جا بزنی، حکم خودت صادر می شه ماهيت پول خريد و فروش است. آنانی که ميان پول و معامله زندگی می کنند، عاقبت به صدور حکم يكديگر می رسندرضا معروفی خود صاحب حکم است، اما آن را اجرا هم می کند. او سهند را امان می دهد، به خانه می آورد و برای گرفتاری اش چاره ای می يابد. محسن و فروزنده هر دو جوانند و عاشق؛ محسن اما خون و اسلحه و پول را انتخاب می کند. حتی در مقابل فروزنده حکم صادر می شود.

 

يادداشت : بيست و پنجمين فيلم، بيش از چهار دهه، حکم، يكي است. اين فيلم هم گوشه ای از همان فيلم هاست که در تاريكي مانده و نشان داده نشده. همه جای زندگی « حکم » هست، از عاشقانه ها تا مرگ، از هوای خوب عشق تا زخم. يك رضا در فيلم « حکم » هست که آقای انتظامی آنرا بازيش می کند. اين رضا عقيده دارد، انسان يك سرمايه بزرگ دارد که اين سرمايه ميزان شهامت او در مرگ خواهی است، به وقت تحقير و توهين می توانی در اين جهان نباشی. « مرگ » انسان را کامل می کند.  فيلم « حکم » زندگی را احمد رضا احمدی گفت اين حلقه آخر ماست. ما اين آخرين ها را، « حکم » را به آپارات گذاشته ايم، نمايش های آخر است. اما من برای نمايش آخر به آپارات نمی روم، به احمدرضا گفتم، زود است، تا ببينيم حکم چيست.

 
  Movies Review

   نقد فيلم

سينماي ما - براي تماشاي «حكم» تازه ترين اثر مسعود كيميايي دلايل مهمي وجود دارد. اگر اين هشت تا دليل مرا در لزوم تماشاي اين فيلم نمي پذيريد، مهم نيست. خودتان يك دليل جور كنيد و فرصت تماشاي فيلم را روي پرده از دست ندهيد. فقط توضيح يك نكته ضروري. حكم با فيلم هاي قبلي كيميايي فرق مي كند. (كاش نسخه تدوين اولش را مي ديديد. آن وقت با اطمينان بيش تري مي شد در اين باره حرف زد.) با پيش فرض سراغش نرويد. ذهن تان را باز بگذاريد. اجازه بدهيد خود فيلم قواعدش را به تان تحميل كند. سينما گاهي وقت ها يك عاشق «خاضع» لازم دارد. اينها بعضي از دلايل من است:

۱- موسيقي و ترانه بخشي از سينماي كيميايي است. او موسيقي شناس خوش سليقه اي است. بهترين سكانس هاي بهترين فيلم هاي او بدجوري وامدار موسيقي شان بوده اند. و «حكم» با ترانه ها و قطعه هاي موسيقي ارژينال و غيرارژينال اش، گاهي يك ويديوكليپ طولاني به نظر مي رسد. وقتي كيميايي تعصبي نسبت به موسيقي اصلي ساخته شده براي فيلمش نداشته باشد، آن وقت است كه مي توانيد با خيال راحت در صندلي سينما فرو برويد و از «كشف»هاي فيلمساز در اين زمينه لذت ببريد: يك ترانه ارمني يا موسيقي يك سريال تلويزيوني دهه ۱۹۵۰.

۲- اين فيلمي است كه كارگردانش آنقدر سينما را دوست دارد كه كم كم، مثل همه فيلم هاي خوب، عشق به خود اين هنر، براي فيلم و فيلمساز تبديل به يك هدف مي شود. آن تعريف جادويي را مي شود خرج اين فيلم هم كرد: كارگردانش آنقدر سينما را دوست داشته كه سراغ ساخت اين فيلم رفته. هدف اصلي در خود مديوم نهفته است.

۳- استثنائاً اين بار مرز بين واقعيت و خيال، خيلي خوب شكسته مي شود. (باز بيشتر دارم درباره نسخه تدوين اول صحبت مي كنم كه حالا دست خورده.) موقع ديدن حكم، به نظرتان مي رسد كه مرز بين خيال و واقعيت يك موست. كارگردان مرز را مي شكند و اغلب صحنه هاي مربوط به دو سوي ماجرا را خوب و مجاب كننده از آب درمي آورد. سالن تاريك و نور سفيد و جماعت هم فاز. اگر لحن فيلم را دريابيد، «حكم» از معدود مواردي است كه خصلت هيپنوتيزم كننده سينما، اثرش را مي گذارد.

۴- دليل بعدي به سه تا از بازيگران فيلم مربوط مي شود. پولاد كيميايي و بهرام رادان و ليلا حاتمي، خيلي خوبند. اينجا شخصيت چندان قابل باوري وجود ندارد. پس زحمت باورپذير كردن اين نقش ها و جلب علاقه تماشاگر را خود بازيگرها كشيده اند. رادان در نقش كوتاه و ظاهراً بي اثرش (به لحاظ دراماتيك دارم اين را مي گويم) بهترين است و پولاد كيميايي، لحن پيچيده نقش اش را خيلي خوب از آب درمي آورد. بله. من هم مثل شما بازي اش را در فيلم هاي قبلي دوست نداشتم.

۵- حكم آينه اين روزگار ما است. در خيابان راه مي رويم، چيزهاي عجيب و غريب بامزه مي بينيم و به نظرمان مي رسد كه همه چيز همانقدر هجوآلود و رمزآميز است كه حكم. اين همان لحن خاصي است كه درباره اش صحبت كرديم. باز بيشتر دارم درباره نسخه تدوين اوليه حكم صحبت مي كنيم و سكانس هاي معركه اي كه كارگردان (يا پخش كننده؟) موقع اكران كنارشان گذاشته است.

۶- اين شايد مهم ترين دليلم باشد. حكم، فيلمي است كه صاحب دارد. مي توانيد صاحب اش را دوست داشته باشيد يا نه، ولي هر چه روي پرده مي بينيد، از كلاه و هفت تير و اوركت و صورت آدم ها (البته به نظرم غير يك مورد!)، حاصل چنين سليقه اي است.

۷- متوجه هستيد كه اين يك نقد نيست. فقط يك جور معرفي است. حرف هاي اصلي مي ماند براي بعد. آن وقت درباره عيب ها و ايده ها و صحنه هاي اضافي فيلم هم صحبت خواهيم كرد. در اين فرصت فقط اجازه بدهيد اين دليل آخريه را هم بگويم. «حكم» فرصتي در اختيار سينمادوست ها مي گذارد كه اين اواخر كاهلي و گرفتاري و سردرگمي و رفيق بازي، از آنها دريغ شده بود. اين كه بعد چند سال و باز، فيلمي از مسعود كيميايي را دوست داشته باشيم. كيميايي براي اين فيلم زحمت كشيده و هيچ صحنه اي را خوب يا بد، به حال خودش وانگذاشته است. مطمئنم كه الان، خيلي از شما كه داريد اين جمله ها را مي خوانيد، ته دل تان نفسي به راحتي كشيده ايد و گفته ايد: آخيش.

 
please wait . . .
 
اخبار  اخبار روزانه فارسي . عکس هاي خبري . اخبارروزانه انگليسی . ايران در چنين روزی
سرگرمی!   شعر . جوک . طالع بينی . آهنگ موبايل . عشق سنج . عکس بامزهاسکرين سيور . کاريکاتور . بيشتر
زندگی   سلامت . نکات آرايشی . نکات بهداشتی . تغذيه . کالری مواد غذايي . دستور آشپزي به انگليسی . نقد فيلم . رويدادهای تهران . آب و هوا
ارتباط   تابلوی پيامها . کاريابی . لينک . سفر . تور . پروازها . هتل . رستوران . اطلاعات ايران . مهاجرت به کانادا
فروشگاه   ارسال گل به ايران www.dastchin.com . سرويس گل به ايران
سرويس ها   تبليغ روی ايران مانيا . تولبار ايران مانيا . ميزبانی وب سايت . نامه های شما به ايران مانيا . تماس با ما . نقشه سايت
انتخاب زبان سايت . راهنمای خواندن و بهتر ديدن صفحات فارسی . ©1999-2008 کپی رايت . مقررات سايت . مطالب امنيتی . آمار سايت-> Site Meter