|
بازيگران:
فرامرز قريبيان، داريوش ارجمند، لعيا زنگنه،
امين
تارخ، پولاد كيمييي، مهناز افشار، اكبر معززي، حميد افشار، فروردين
رستمي، علياصغر طبسي، شاپور كلهر، امير رهبري و با حضور خسرو
شكيبايي
خلاصه
داستان:
سيامك جواني كه تا زباله شدن رفته است، ليست بيست و
پنج جوان در جيب اوست كه بيد به آنها مواد مخدر از نوع
پيشرفتهترين تا قديميترين برساند.رضا، پدر سيامك، بعد از چندين
سال دوري از وطن بري پدري كردن مييد، در حالي كه خودش هنوز يك
فراري است . تنها دوست دوران جواني او كه بسيار با هم چرخيدهاند،
درس خواندهاند، سينما رفتهاند و بيليارد بازي كردهاند، شيد هنوز
او را باور كند.رضي ديگر، دوستش، يك سرهنگ شاغل و تنهاست. زن سرهنگ
با دو پسرش در يك حادثه از جهان رفتهاند.
سرهنگ رضا را باور دارد كه رضا قديمي گناهكار نيست. آنچه ميماند
عشق و عاشقيت است . رضي گناه كرده، هنوز عاشق زن از دست رفته و
سقوط كردهاش، ميتواند او را ببخشد.سيامك كتابچه نامهي مشتري
هميش را ميسوزاند، سيامك عشق را در ميان نامهي كتابچهاش پيدا
كرده و خط زده است. عاشقان سياه بخت، به دنبال قطرهي از زندگي از
دست رفتهشان ميدوند . حتي جراح پير شدهي تنهي يك دوره، عشق را
بنيان تازهشان ميداند. جراح ميداند، عاقبت، شكستن « رئيس » است.
رئيس در برج عاج خود همه را ميگرداند. فقط احساس زنده شدهي رفاقت
دو رضي رفيق مانده است كه سيلي هولناك ميشود و دست رئيس را به
دستنبد و سينهاش را به گلوله ميرساند. رضا پسرش را يافته است
...
اما ... قصه تمام نيست ... قطرههي زهر ارزانند و در انتظار ...
آنها.
يادداشت:
« رئيس » بيست و چهارمين فيلم بلند مسعود كيمييي
است كه فيلمبرداري آن اواسط مردادماه آغاز شده است.
پيش از ين قرار بود سعيد راد در ين فيلم نقش پدر را بازي كند كه
فرامرز قريبيان جيگزين وي شد.
|