Iran Movies

صفحه اصلی - فونت فارسی

  رويدادهای ايرانی | نقد فيلم | شرح حال کارگردانان و هنرپيشگان |  رويداد های خود را ارسال نمائيد
 
  Bright Nights

 شبهاي روشن

 
موسيقي: پيمان يزدانيان
طراح صحنه و لباس:
محسن شاه ابراهيمي 
جلوه هاي ويژه: عباس شوقي
تاريخ آغاز فيلمبرداري: اواسط بهمن 1380
تاريخ اكران: 2 آذر 1382

كارگردان: فرزاد مؤتمن
تهيه كننده: حسين زندباف، محصول شركت سينمايي توسعه ايمافيلم
فيلمنامه: سعيد عقيقي
مدير فيلمبرداري: جمشيد الوندي
تدوين: حسين زندباف

 بازيگران:  مهدي احمدي، هانيه توسلي، محسن شاه ابراهيمي، معصومه اسكندري، حسين فلاح، هيلدا هاشم پور


خلاصه داستان:

اين فيلم داستان استاد جوان دانشگاهي است كه زندگي آرام و سرشار از انزواي خود را با تدريس ادبيات و مطالعه كتاب پركرده است. او با دختر جواني آشنا مي‌شود كه مسير زندگي خود را به خاطر كسي كه دوست داشته تغيير داده است و ...

يادداشت:

شبهاي روشن پس از فيلم هفت پرده كه تا كنون به نمايش عمومي درنيامده دومين فيلم بلند مؤتمن است. در اين فيلم بار ديگر سعيد عقيقي براي مؤتمن فيلمنامه نوشته است. فيلمبرداري اين فيلم اواسط بهمن 1380 آغاز شد.

جوايز و عناوين:

- برنده چهار جايزه از هفتمين جشن خانه سينما (22 شهريور 1382): بهترين فيلمبرداري (جمشيد الوندي)، بهترين تدوين (حسين زندباف)، بهترين بازيگر نقش اول زن (هانيه توسلي) و بهترين طراحي صحنه (محسن شاه ابراهيمي)

- كانديداي جايزه بهترين فيلم، بهترين كارگرداني، بهترين فيلمنامه و بهترين طراحي لباس از هفتمين جشن خانه سينما / 22 شهريور 1382

- كانديداي دو جايزه از بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر: بهترين بازيگر نقش اول زن (هانيه توسلي) و بهترين اثر از ميان آثار هنر و تجربه

 
please wait . . .

   نقد فيلم

  Movies Review

روزنامه شرق-  مازيار فكري ارشاد

 شب هاي روشن ريتم كندي دارد. اما اگر بتوانيد اين ضرباهنگ آرام را تحمل كنيد و ضمناً از كثرت موضوعات عاشقانه در سينماي ايران اشباع نشده ايد و حالتان بد نمي شود، فيلم نسبتاً خوبي است كه ارزش ديدن را دارد. شب هاي روشن داستان زندگي دو آدم تنهاست. مرد (كه تا پايان فيلم اسم او را نمي دانيم) استاد دانشگاه، سرخورده اجتماعي و مأيوس فلسفي است و رويا (كه تازه از دقيقه هفتاد _ هشتاد فيلم اسم او را مي شنويم) گمگشته اي است كه به قول خودش در شب هاي تهران عشق را گدايي مي كند. اين دو آدم تنها براي گريز از تنهايي چهار شبانه روز از زندگي شان را به هم گره مي زنند و سپس هر كدام راه خود را مي رود اما خاطره ديگري تا ابد در ذهنشان باقي مي ماند.
مرد شخصيت شاعرمسلك و سياه بيني دارد. يكسري شعارهاي بارها تكرار شده را در ذهن دستمالي مي كند و از روشنايي بيزار است. فقط به دو چيز علاقه دارد جمع كردن كتاب هاي ناياب و قدم زدن در خيابان هاي شهر. تنها ارتباط روحي مرد با نور و روشني پوستر فيلم شب سفيد است كه روي ديوار خانه اش خودنمايي مي كند. از ديگر نشانه هاي شخصيتي مرد، استفاده از رنگ هاي تيره و كدر در رنگ آميزي در و ديوار خانه و لباسش است كه افسردگي و دلمردگي او را به نمايش مي گذارد. رويا با ورودش به زندگي تاريك مرد، كه از نور و روشني نيز بيزار است، شب هاي سرد و خلوت و بي نور او را روشن مي كند و در پايان همچون اسمش، مثل يك روياي ناتمام مي رود.
رويا يك شكست خورده در عشق است كه نحوه ورودش به داستان، دختران خياباني را به ياد مي آورد، اما بعد كنش هايش تماشاگر را متوجه خطا در قضاوت زودهنگامش مي سازد. هر چند به راحتي به مرد پيشنهاد هم خانه شدن در چهار شبانه روز بعدي كه رويا منتظر آمدن امير، معشوق قديمي اش است را مي دهد. اما تنها سنخيتش با مرد علاقه به ادبيات است. رويا همه زندگي اش را در رويا گذرانده و مرد در كتاب هايش، كه نمادي از حقيقت اند اين تقابل رويا و واقعيت، دستمايه نبردي هم دروني و هم بيروني براي شناخت متقابل دو قهرمان قصه مي شود. از آن مهمتر شناخت خود و حقايق اطراف است كه هر دو طرف را دچار تحولي اساسي در نگاه به جهان اطراف مي سازد. رويا براي هر حرفي يك جواب عارفانه دم دست دارد كه ظاهراً بهره اش از علاقه به كتاب و كتابخواني همين جواب هاي متفكرانه است و البته مرد جواب هايي تيره و تار و مايوسانه در پاسخ رويا مي پراند. اين پينگ پنگ كلامي در توصيف شايد جذابيت چنداني نداشته باشد، اما شنيدن آن برخلاف تصور از خوشايندترين لحظات تماشاي فيلم به شمار مي رود.
از نكات زيرساختي رابطه مرد و رويا، علاقه هر دو به شعر و شعرخواني است. دو نفر بارها و بارها براي بيان دورنياتشان به شعر روي مي آورند. اينجا برخلاف جواب هاي منثور رويا كه عارفانه مي نمايد، جواب هاي منظومش به شدت عاشقانه و به نوعي كودكانه و خام است، در حالي كه اشعار مرد پخته، بدبين و هراسان از شعله ور شدن آتش عشق مي نمايد. اين اشعار كه دو طرف به قصد كشتن وقت و آسان كردن مرارت انتظار بر زبان مي آورند بدل به نمايشگر زمان براي آن دو مي شود. تا آنجا كه وقتي در شب سوم رويا از مرد مي پرسد ساعت چند است؟ مرد در پاسخ مي گويد: يك شعر مانده به يازده شب.

قرار رويا با معشوق چهارشب متوالي است. هر شب رويا و مرد به ميعادگاه مي روند اما خبري از امير نمي شود. اين انتظار شبانه و ديالوگ هاي ردوبدل شده بين مرد و رويا، ذهنيت آنها را به چالشي دشوار مي كشاند و در صبح روز چهارم، مرد برخلاف عهد قبلي دلباخته است و آرزو مي كند امشب نيز امير نيايد. از ديگر نكات مضموني فيلم، تكيه روي معماري شهري و بافت كهنه و قديمي هسته اصلي شمال شهر تهران است. عشق ورزي مرد با ساختمان هاي پير و فرسوده، پرسه در كوچه و خيابان هاي مالوف و پرخاطره و نگاه نوستالژيك مرد به اين بافت معماري را در لفافي از موسيقي كلاسيك آرامش بخش در فيلم مي بينيم. و يادي از جايي كه زماني سينما آزادي و شهر قصه قرار داشت را شاهديم. اين نوعي اداي دين به سالن هايي بود كه همه ما بيش و كم بخشي از بهترين خاطرات و تجربيات سينمايي و بصري خود را مديون اين دو سالن بوده ايم. مرد كه شيفته ساختمان هاي كهنه و قديمي يا نوساز و در حال ساخت است، همه چيز را غمزده و دلمرده مي بيند. اما وقتي عاشق مي شود، همان كوچه ها و ساختمان هاي هميشگي حال و هوايي شاد و دلپذير پيدا مي كنند. وقتي داستان به نقطه اوج روايتي خود مي رسد، روي ديوارهاي كهنه اي كه مرد هر روز از مقابل شان مي گذرد داربست مي زنند و به بيننده نوعي پيش آگاهي مي دهند كه انگار همه چيز در حال تمام شدن است.
در فيلم از سه كتاب نام برده مي شود: ميعاد در لجن، تذكره الاوليا و شب هاي روشن داستايوفسكي. علاقه مرد به كتاب تنها نشانه بروز علاقه وي به يك موضوع است. اما در پايان براي بيرون زدن از به قول رويا سنگر كتاب هايش و مواجهه با واقعيت جهان اطراف همه آنها را مي فروشد. اين موضوع كه مرد با فروختن كتاب هايش، كه سمبل و نشانه دانايي اند خود را آماده زندگي مشترك، عشق ورزي و به تعبيري رهايي در عالم خيال و بي خبري مي كند استعاره بسيار تلخي است.
در شب هاي روشن سكانسي تكرارشونده را شاهديم. انتظار براي رسيدن تاكسي كه از يك زاويه دوبار در فيلم تكرار مي شود و نوعي نقطه گذاري بين سه فصل اصلي فيلم انجام مي دهد. ابتدا تنهايي مرد، سپس آمدن رويا و برهم زدن خلوت مرد و در پايان رفتن رويا؛ اين سه فصل اصلي قصه با اين سكانس تكرارشونده فاصله گذاري مي شوند. بحث بر سر تعابير مختلف از معناي كلمات شيفتگي فيلمساز نسبت به متن را مي رساند. مثلاً مرد و رويا واژه سبك شدن را از منظر تعابير مختلف بررسي مي كنند و بحث نشانه ها و معناها را پيش مي كشند. به رغم تمام تعريف و تمجيدها، شب هاي روشن دو ايراد عمده دارد. يكي اينكه به نظر مي رسد از وراي تمام اين لفاظي ها و تكيه بر روي كلام، به دنبال يك تعريف جامع و كامل از مقوله اي پيچيده و سخت تأويل پذير به نام عشق مي گردد. كه خب مسلم است كه در نهايت هم به جواب روشن و قاطعي نمي رسد و نكته دوم اينكه اي كاش سكانس آخر فيلم ساخته نمي شد يا حداقل براي نمايش عمومي حذف مي شد و حس لذتبخش ديدن يك فيلم خوب را زايل نمي كرد.
بازگشت رويا پس از آمدن امير به طرف مرد و تشكرش از او به خاطر همه چيز، ساختار دراماتيك فيلم را كه با ظرافت و هوشمندي بافته شده به يكباره فرو مي ريزد و همه چيز را خراب مي كند.

 
اخبار  اخبار روزانه فارسي . عکس هاي خبري . اخبارروزانه انگليسی . ايران در چنين روزی
سرگرمی!   شعر . جوک . طالع بينی . آهنگ موبايل . عشق سنج . عکس بامزهاسکرين سيور . کاريکاتور . بيشتر
زندگی   سلامت . نکات آرايشی . نکات بهداشتی . تغذيه . کالری مواد غذايي . دستور آشپزي به انگليسی . نقد فيلم . رويدادهای تهران . آب و هوا
ارتباط   تابلوی پيامها . کاريابی . لينک . سفر . تور . پروازها . هتل . رستوران . اطلاعات ايران . مهاجرت به کانادا
فروشگاه   ارسال گل به ايران www.dastchin.com . سرويس گل به ايران
سرويس ها   تبليغ روی ايران مانيا . تولبار ايران مانيا . ميزبانی وب سايت . نامه های شما به ايران مانيا . تماس با ما . نقشه سايت
انتخاب زبان سايت . راهنمای خواندن و بهتر ديدن صفحات فارسی . ©1999-2008 کپی رايت . مقررات سايت . مطالب امنيتی . آمار سايت-> Site Meter