Iran Movies

صفحه اصلی - فونت فارسی

  رويدادهای ايرانی | نقد فيلم | شرح حال کارگردانان و هنرپيشگان |  رويداد های خود را ارسال نمائيد
 
  The Pink

صورتي

 
صدابردار: اصغر شاهوردي، محمد شاهوردي
جلوه هاي ويژه: محسن روزبهاني
عكاس: عبدالله عبدي نسب
تاريخ آغاز فيلمبرداري: 5 شهريور 1381
محصول: رسانه فيلمسازان

نويسنده و كارگردان: فريدون جيراني
تهيه كننده: سيدغلامرضا موسوي
مدير فيلمبرداري: محمد آلادپوش
تدوين: نازنين مفخم
طراح صحنه و لباس: نگار استخر
طراح چهره پردازي: مهرداد ميركياني

 بازيگران:  ميترا حجار، رامبد جوان، فقيه سلطاني، رضا شفيعي جم، مهران رجبي، يلدا قشقايي، مهدي صباغي، پرهام كرمي، افشين رازي، الهه فدايي تهراني، مصطفي مدني، فريده طباطبايي، ايليا شهيدي فر

خلاصه داستان:

وقتي شهرام شباويز (نمايشنامه نويس و كارگردان / رامبد جوان) و سحر ماهان (نوازنده ويولنسل / ميترا حجار) از هم جدا مي شوند، تنها فرزند آنها در روزهاي هفته بين آن دو تقسيم مي شود و با دو روحيه مختلف در دو نقطه شهر رشد مي كند. وقتي اميرحسين وارد مدرسه مي شود تقسيم مساوي ديگر امكان پذير نيست. بنابر اين پدر نگهداري او را به عهده مي گيرد و سهم مادر فقط روزهاي جمعه است. زماني كه اميرحسين وارد كلاس دوم دبستان مي شود، پدرش تصميم به ازدواج با هنرپيشه تازه اش (ليلا مشرقي / فقيه سلطاني) مي گيرد و موضوع را به اميرحسين مي گويد. اميرحسين كه نمي تواند با وجود مادرش حضور زن تازه اي را در خانه به عنوان مادر جديد بپذيرد واكنش نشان مي دهد. واكنش و برخورد او، وضعيت تازه اي ايجاد مي كند و ...
يادداشت:

صورتي پس از فيلمهاي صعود (1366)، قرمز (1367)، آب و آتش (1379) و شام آخر (1380) پنجمين فيلم بلند فريدون جيراني است.

 
please wait . . .
  Movies Review

   نقد فيلم

روزنامه ايران - تهماسب صلح جو

صورتى در شكل ظاهر، فيلم طنز آميز وخنده آورى است بر شالوده ماجرايى خانوادگى، يعنى دعواى زن وشوهر وسرگردانى بچه بى گناه و ديگر پيامدهاى تلخ و ناگوار قضيه مى كوشد به جاى برانگيختن احساس اندوه واشك و آه و سوز و گداز و دلهره و دلواپسى، خنده بر لبها بنشاند و در اين كار نيز به توفيق مى رسد و سرانجام تماشاگرانش را شاد وخندان و سرحال روانه منزل مى كند.
خنده اى كه ازوراى لحظه هاى فيلم بيرون مى زند ، بيشتر حاصل شوخ طبعى متظاهرانه آدمهاى ماجراجو است. انگار، همه مى خواهند با نمايش رفتارى شايسته وخوشايند، خود را موجوداتى صاحب كمال و با نزاكت و بذله گو بنمايانند و بر اميال بدوى و خوى خشونت پرورشان لگام بزنند. اين نكته يكى دوبار توسط راوى داستان – امير حسين شباويز ( پرهام كرمى ) مورد تاكيد قرار مى گيرد. او ضمن اشاره به خنده هاى عصبى پدرش مى گويد ( بابام هر وقت عصبانى مى شه، با خنديدن مى خواد خود شو باباى خوش اخلاقى نشون بده….) در طول فيلم ها شاهد چنين خنده هايى هستيم، شهرام شباويز ( رامبد جوان) و همسر ناسازگارش ، سحر ماهان ( ميتراحجار ) در اوج كشمكش و بگومگو، خشم و خشونت خود را پشت نقاب شوخى و خنده پنهان مى كنند و … اصلا جوهره طنز ( صورتى ) در همين خويشتن فريبى آدمها نهفته است.
برخى روانشناسان گفته اند: ( انسان بنابر مقتضيات زندگانى، كامهاى ناخوشايند خود را به جاى پذيرفتن و ارضا كردن، پس مي زند و به اعمال ضمير ناخود آگاه خود مى راند، ولى اين گامها در ناخودآگاه، هياهو و تكاپو مى كنند و به هر درى مى زنند تا از راهى ديگر دوباره پا به عرصه خودآگاه بگذارند و اقناع و خرسند شوند. از اين جهت، تغيير شكل مى دهند و به صورت رويا و بازى و غيره تظاهر مى نمايند. شوخى ها و اشتباهات و لغزش هايى كه در جريان زندگانى روزانه ما سر مى زند، چيزى جز تظاهرات غير مستقيم كامهاى وارده نيست.)

فريدون جيرانى بر اساس دستمايه اى انگ ملودرامهاى سوزناك و اشك انگيز كه حتما نمونه هاى مشابهش را بسيار ديده ايد، يك كمدى موقعيت ساخته است و برخلاف چند فيلم اخيرش، ( قرمز) و( آب وآتش ) و ( شام آخر ) كه در آنها ناسازگارى و رويارويى وتضاد زن ومرد به واكنشى جنون آميز وفاجعه اى خونين ومرگبار مى انجامد ، اين بار همان ناسازكارى و رويايرويى و تضاد ، بهانه خنده فراهم مى آورد ودر واقع ما مى خنديم تا مبادا ناگزير از گريستن شويم، همان گونه كه شخصيت هاى ماجرا براى مهار خشم و خشونت خود، مى خندند و مى خندانند.
داستان فيلم: فيلم به شيوه فلاش بك ، پيرامون خاطرات كودكى هشت ساله دور مى زند و آنچه مى بينيم و مى شنويم، حاصل درك و دريافت ذهنى كودكانه از واقعيات است و حس و حال حاكم بر فضاى عمومى فيلم نيز با عوالم كودكى هماهنگى دارد. از اين منظر آدم بزرگها هم، هر چند هنرمند و روشنفكر و مدعى فرهيختگى هستند، اما همچون كودكان، دنياى خود را روى مرز واقعيت و خيال بنا كرده اند و چنانچه از رفتارشان بر مي‌آيد، گاه زندگى را عين بازى كودكانه مى پندارند. تاكيد مكرر فيلم بر نمايش سياه بازى ( نمايشى باب پسند كودكان) از همين نكته سرچشمه مى گيرد. در واقع تفاوت چندانى بين زندگى واقعى و زندگى نمايشى شخصيت ها وجود ندارد. برخوردها، بگو و مگو ها و معاشرت روزمره شان، همان گونه است كه روى صحنه نمايش به چشم مى آيد.
انگار هميشه در حال تمرين نمايشى مضحك هستند. جايگاه نمايش در دنياى آدمهاى ( صورتى ) چنان تعيين كننده است كه همه واقعيت را تحت الشعاع قرار مى دهد. يكى از مهمترين شخصيت هاى داستان يعنى ليلا مشرقى ( فقيه سلطانى ) از طريق نمايش به زندگى بحران زده شهرام شباويز قدم مى گذارد.
حضورش به عنوان نخستين بازيگر زن / سياه، يك اتفاق غير متعارف است ( فقيهه سلطانى ، خيلى خوب مى تاواند اين قرارداد كهنه را بشكند و توانايى خود را در ايفاى نقش سياه اثبات كند).
رابطه ليلا مشرقى و سحر ماهان دو زن رقيب عشقى – از جمله نكته هاى جذاب فيلم به شمار مى رود. آنها در عين خصومت ظاهرى، كامل كننده يكديگرند و مثل دو روى يك سكه ، وجوه مشترك و رمز و راز ناشناخته روحيه زنانه راآشكار مى كنند و خيلى زود به تفاهم مى رسند.
به ياد بياوريم صحنه اى را كه توى ماشين ضمن رانندگى با هم گفت و گويى طولانى دارند و درباره شرايط زندگى خود حرف مى زنند و توانايى هايشان را به رخ مى كشند و هريك وقتى پشت فرمان مى نشيندند، بى محابا مى رانند ومى كوشند حريف را به وحشت بيندازند، اما با همه سماجتها و لجاجتها و خيره سرى ها و يكدندگى ها ، سرانجام ساده وآسان درد ورنج يكديگر را مى فهمند و براى حل مشكلات چاره اى دوستانه مى انديشيدند و آخركار، ليلا مشرقي، بازيگر تواناى صحنه زندگى نقش تراژيكى نصيبش مى شود و ناگزير به عشق پشت پا مى زند و با فداكارى صحنه را ترك مى گويد و مى رود. در حالى كه همچنان آزردگى و اندوهش را پشت لبخندى نمايشى پنهان كرده است.
خندده در فيلم ( صورتى ) مفهوم دوپهلويى دارد، هم نشانه شادمانى است و هم كنايه از خشم پنهان …. هنگامى كه در پايان ظاهرا خوش ماجرا، شهرام و سحر به يكديگر لبخند مى زنند، درست نمى دانيم ، آيا زمان آشتى فرا رسيده است يا در پس اين لبخند ها، هنوز آتش كدورت و كينه شعله مى كشد؟
به هرحال مى توان ( صورتى ) را در رديف كمدى هاى موفق سينماى ايران قرار داد، چون جدا از نكته هاى مضمونى ( تماتيك ) كه شايد زياد هم به درد مخاطب عام نخورد، لحظه هاى آكنده از طنز و كمدى اش به مذاق عامه تماشاگران خوش مى آياد و همين ويژگى براى ممتاز بودنش كفايت دارد.
البته نمى خواهم فيلم را تا حد شاهكارى بى مانند بالا ببرم و بر كاستى هايش عامدانه چشم بپوشم.
آنچه ( صورتى ) را در نگاه من ديدنى جلوه مى دهد، پرهيز آگاهانه سازنده اش از كليشه هاى مستعملى است كه سينماى ايرن را در دايره تكرار مكررات گرفتار مى كند. تا كى بايد شاهد سرنوشت غمبار زنها وشوهرهاى ناسازگار باشيم و به خاطر تلخى و شومى و بدخيمى زندگى شان، توى تالار تاريك نمايش، آه از نهاد برآوريم و اشك حسرت بريزيم؟ در گير و دار روزمرگى ملال آور اين روزگار اگر رنگ ( قرمز) خشونت را اندكى با سپيدى اميذد بياميزيم (صورتى) چشم نوازى خواهيم داشت و( صورتى) بسيار ديدنى تر از ( قرمز) است. 

 
 
اخبار  اخبار روزانه فارسي . عکس هاي خبري . اخبارروزانه انگليسی . ايران در چنين روزی
سرگرمی!   شعر . جوک . طالع بينی . آهنگ موبايل . عشق سنج . عکس بامزهاسکرين سيور . کاريکاتور . بيشتر
زندگی   سلامت . نکات آرايشی . نکات بهداشتی . تغذيه . کالری مواد غذايي . دستور آشپزي به انگليسی . نقد فيلم . رويدادهای تهران . آب و هوا
ارتباط   تابلوی پيامها . کاريابی . لينک . سفر . تور . پروازها . هتل . رستوران . اطلاعات ايران . مهاجرت به کانادا
فروشگاه   ارسال گل به ايران www.dastchin.com . سرويس گل به ايران
سرويس ها   تبليغ روی ايران مانيا . تولبار ايران مانيا . ميزبانی وب سايت . نامه های شما به ايران مانيا . تماس با ما . نقشه سايت
انتخاب زبان سايت . راهنمای خواندن و بهتر ديدن صفحات فارسی . ©1999-2008 کپی رايت . مقررات سايت . مطالب امنيتی . آمار سايت-> Site Meter