|
ايران- تهماسب صلح جو
خنده
مهمترين رهاوردي است که يک اثر کمدي به تماشاگرانش ارزاني مي دارد
و همين قدر که نمايشي بتواند مخاطبان خود را از لذت خنديدن بهره
مند سازد، حاصلي قابل قبول خواهد داشت. حالا اگر لابه لاي خنداندن
ها، نکته و پيام و اشاره و کنايه اي تامل برانگيز نيز داشته باشد،
ديگر چه بهتر....
"توکيو
بدون توقف" از جمله کمدي هايي است که در خنداندن تماشاگر کم نمي
آورد و با هجو موقعيت يک خانواده مردسالار و ترسيم کاريکاتور گونه
شخصيت ها و طرح ماجراهاي مضحک و برخي شوخ طبعي هاي کنايه آميز،
ساعتي شادماني و نشاط و خنده مي آفريند و سبب رها شدن مرم از قيل
و قال روزمرگي مي شود. خنديدن و خنداندن، نياز طبيعي همه آدميان
است و اگر سينما در جايگاه رسانه اي فراگير و عامشمول به چنين
نيازي پاسخ مناسب دهد. حاصل کار ارزشي فراتر از هر پند و اندرز و
رهنمود و موعظه اخلاقي خواهد داشت. چون هيچ واکنشي مانند خنده
پالاينده روان انسان نيست و جماعتي که در تاريکي تالار نمايش،
آسوده خاطر مي خندد. انگار هنوز شور زندگي را فراموش نکرده اند. پس
آنچه در نگاه اول "توکيو بدون توقف" را اثري موفق و قابل قبول مي
نمايا ند، همان حال و هواي خنده آورش است و بس. البته سازندگان
فيلم کوشيده اند در چارچوب داستاني نه چندان تازه، پيام آموزنده اي
پيرامون مناسبات خانوادگي و اجتماعي نيز بگنجانند و پاره کج رفتاري
هاي ناخوشايند را به باد انتقاد بگيرند اما پيام رساني اخلاقي/
تربيتي به شيوه مکرر و بارها آزموده شده، چيزي بر ارزش فيلم نمي
افزايد، چه بسا با تحميل تمهيداتي ملودراماتيک، گاه روند کمدي فيلم
را نيز مخدوش مي کند و به يکدستي و انسجام اثر آسيب مي رساند.
ماجراهاي
"توکيو بدون توقف" بر شالوده دو قصه ناهمگون شکل مي گيرد که هريک
قابليت تبديل شدن به فيلمي مستقل را دارند: قصه اول شرح رفتار غير
عادي برادري متعصب است که ازدواج خواهرش را نمي پسندد و براي
ممانعت از اين اتفاق پيوسته توطئه مي چيند و مشکل تراشي مي کند و
.... قصه دوم، حکايت کارخانه داري ورشکسته را باز مي گويد که طي
حادثه اي ناگهاني، نيروي خارق العاده در ذهنش بيدار مي شود و مي
تواند افکار ديگران را بخواند اسرارشان را بداند و .. .
طبعا قصه
دوم به دليل خط و ربط فانتزي اش ، براي سينماي کمدي، دستمايه
کارآمدتري به نظر مي رسد و حوادث کميک هم بيشتر حول و حوش آن رقم
مي خورند و حتي گاه خنده را به اوج مي رسانند اما ظاهرا سازندگان
"توکيو بدون توقف" قصه اول را جدي تر گرفته اند و جلوه هاي
ملودراماتيک و پيام آموزنده اخلاقي فيلم نيز از وراي همين قصه
بيرون مي زند و جميع تماشاگران را به تساهل در روابط خانوادگي
فرامي خواند و هر چند پيام بدي نيست، با اين همه از فرط تکرار در
فيلم هاي جورواجور ساليان اخير ديگر خاصيت تاثير گذاري ندارد و به
موعظه کسالت بار آموزگاران درس اخلاق مي ماند. به هر حال آنچه روي
پرده سينما مي بينيم، از ذوق و سليقه فيلمسازي خبر مي دهد که هم
سينما را مي شناسد و هم چم و خم خنداندن تماشاگران را... شوخي هايش
دست کم در چارچوب کمدي هاي سينماي ايران کمابيش تازگي دارد. مثل
صحنه اي که مهندس پرويز نشاط(مهران مديري) فکر طوطي و گربه ماده
خانه را مي خواند و باعث شليک خنده تماشاگران مي شود يا ... قضيه
ديدار محسن توکيو(حسن شکوهي) و ناهيد(پانته آ بهرام) در رستوران و
نحوه ابراز عشق آن عاشق دلخسته که مي خواهد با عبارات شاعرانه حروف
دلش را بزند اما کارش به پرت و پلا گفتن مي کشد و ...
تب ها و
شخصيت ها، هماهنگ با لحن هجوآميز فيلم طراحي شده اند و بي هيچ
مبالغه و ادا و اطوار ساختگي، بر جاذبه لحظه هاي کميک ماجرا مي
افزايند، از احمد علي بادي گارد و آقاي فتحي وکيل بگير تا ... عمه
انيس و محسن توکيو و ناهيدو .... بالاخره خود مهندس نشاط که با نقش
آفريني مسلط مهران مديري در مقام بازيگر و بازيگردان بسيار تعيين
کننده است زيرا جذاب ترين مايه هاي طنز و کمدي برپايه موقعيت و طرز
رفتار و گفتار آدم هاي داستان پيش مي آيد و اگر اين وجه قضيه درست
جا نمي افتاد، فيلم دچار نقصاني جبران ناپذير مي شد و نمي توانست
باب پسند انبوه تماشاگران باشد.
اگر از
ديدگاه تحليل تماتيک فيلم را ببينيم، مي توانيم شخصيت مهندس نشاط
را نمودار نوعي فرهنگ واپسگرا در مناسبات اجتماعي بدانيم. او ميراث
دار سرمايه اي کلان اما درگيرعقب ماندگي فکري و رواني است و دائم
با دغدغه هاي دوران کودکي کلنجار مي رود و نمي داند از ميراث خود
چگونه بايد بهره ببرد و در ميدان رقابت، حريفان نوکيسه را شکست
دهد. بدبيني، تندخويي و استبداد راي را تنها شيوه مديريت درخانه و
جامعه مي داند و گويا اين ويژگي رفتاري را نيز، همچون کارخانه
نوشابه نشاط از پدر ارث برده است. مردان دودمان نشاط برخلاف معناي
نامشان، هر نشاطي را مايه بي آبرويي مي شمارند! هيچ گاه خنده
پرنشاط مهندس نشاط را نمي توان ديد اما همان بيشترين بهانه را براي
خنداندن ما تماشاگران فراهم مي آورد. شايد به همه آن ناسازگاري ها
و عبوسي هاي زندگي مي خنديم که در کشاکش روزمرگي، مجال خنديدن را
از ما دريغ مي کنند.
|