|
روزنامه ايران
تهمينه ميلاني از كارگردانان بنام ايراني، از جمله فعالان مسائل
زنان است كه در حيطه كاري خود به خوبي به مشكلات و موانع اجتماعي
زنان مي پردازد.
«زن
زيادي» كه عنوانش يادآور كتاب مرحوم جلال آل احمد است، متأثر از
يكي از رمان هاي مارگريت دوراس است. ميلاني در اين فيلم نگاهي به
سكوت تحميلي يك زن در برابر بي عدالتي هاي قانون نوشت جامعه
مردسالار ايراني دارد. مريلا زارعي كه معلمي ساده و محبوب دانش
آموزان و مادري مهربان براي تنها دخترش است همسر امين حيايي، جواني
واخورده و در جست وجوي ثروت و جايگاه اجتماعي كاذب است. مرد جوان
كه خود قرباني تفكرات جامعه سنتي - مذهبي است به قول خودش براي
جبران نداشته ها و ممنوعيت هاي گذشته اش با زنان ديگر ارتباط
برقرار مي كند و از اين كار و حتي چشم چراني هاي آشكارش در مقابل
همسر و دخترش ابايي ندارد. او حتي مفهوم پدر بودن را هم نمي داند.
خانم معلم، اما به خوبي مفهوم مادر بودن و همسر ساكت و مطيع بودن
را آموخته تا جايي كه مي خواهد با انجام كارهايي چون فراري دادن
مرد معلم، قاتلي كه به گمان زن همانند او قرباني خيانت همسرش است،
شخصيت پامال شده اش را بازيابد. مرد قاتل، اما ظاهراً قاضي عادلي
نبوده و به ذهنيت بيمارگونش كه ناشي از عشق افراطي به همسرش است
اكتفا كرده و دست به قتل همسرش زده، او حتي حاضر نشد حرفهاي مقتول
را بشنود، او همچنان گمان مي كرد.
دخترك
درمانده، معشوقه احمد (امين حيايي) هم نمونه بارز زن آسيب ديده از
قوانين ناقص و ناقض حقوق بشر است. زندگي او تا حدي ماجراي ليلا
مافي را در ذهن زنده مي كند كه به جرم زن بودن نزديكترين بستگانش،
تنش را به حراج گذاشته اند و هيچ قانوني از اين ضعيفه! در مقابل
سيستم برده داري دفاع نمي كند. دخترك مستأصل از چاله اي به چاله اي
و از چاهي به چاهي مي افتد. مردها تنها دستاويزان قدرت و ثروت در
دنياي كوچك دوروبرش هستند. او مي آويزد تا زنده بماند، اما قيمتش
را شكستن دل همجنس خودبه ناحق نمي داند. او خوب مي داند كه
۱۸سالگي
اش پامال استبداد مردانه شده، او خوب مي داند تنها قرباني اين
جامعه نيست و همجنسان قرباني اش بي شمارند. مي داند كه آنها هم
محكومند، هم وكيل مدافع خود و هم محافظ و پليس خود. پس مي توانند
به محافظت و دفاع از همديگر بپردازند. گويي ميلاني مي خواهد با
نمايش همدوشي دخترك آسيب ديده و زن قرباني، زنان را به يك همياري
ملي فرابخواند. دخترك آنچنان براي حفظ همجنسانش از جان مايه مي
گذارد گويي خود اوست كه دوباره تن رنجورش به مسلخ برده مي شود.
ميلاني در
اين فيلم به نكات ريزي اشاره مي كند كه بنيانشان عدم خودباوري زنان
است. برخي از آنها همانند دختر فراري داستان كه با دوست پسرش به
شمال مي رود، آنچنان از درون خالي اند كه تمام هستي خود را به
اولين چوب رختي مي آويزند كه دستشان مي رسد و به نام عشق از خود يك
قرباني بيچاره مي سازند. البته اين تو خالي بودن و وابستگي شديد به
جنس مرد هم ناشي از همان سنت غلط جامعه مردسالار است كه دختر را
تربيت مي كنند براي مرد و پسر را تربيت مي كنند براي مرد بودن.
براي مرد بودن بايد بيرون از خانه بود و زندگي را تجربه كرد، اما
براي زن خوب و مطيع بودن اكتفا به الگوي مادر و تجربه آشپزخانه
كافي است. پس آن وقت است كه تو مي شوي گنجشك خانه نشين كه آشيانه
ات را مي آرايي و خودت را نيز تا مردت بازگردد و به صداي جيك جيك
آرامت متوجه حضور كم رنگت شود و خودش را با وجود تو رنگي بخشد.اين
اعتماد به نفس تحليل رفته در زنان حتي در زن مستقل و شاغل فيلم هم
هويدا است. او هيچگاه ابراز وجود نمي كند. حتي وقتي هم مي خواهد
بگويد كه من هستم، چنان از خشونت مرد مي ترسد كه واخورده برمي گردد
به همان سكوت و سكون. تن به استثمار مالي مرد مي دهد تنها به اين
دليل كه از ديگر گونه زيستن مي ترسد. مي ترسد كه برود و دوباره
بسازد. (پشت درياها، شهري است، قايقي بايد ساخت...) در جامعه اي كه
هنوز در بسياري از خانواده ها طلاق يك تابوست چه كسي مي خواهد از
او حمايت كند.؟ آيا مي تواندبه حقوق نامكفي معلمي اكتفا كند؟ به
كدام خانه پناه ببرد اگر خانواده اش نپذيرندش؟ آيا قانون، دختر
كوچولويش را از او خواهد گرفت؟ و... پس مي ماند. همين سؤال آخر
كافي است تا زني را عمري در سكوت تحت سلطه ظالم نگه دارد.و
در آخر اين سؤال پيش مي آيد. ما كه خود همچون معلم زن فيلم در
ترسهايمان غوطه وريم و از شكستن تابوها در هراس، ما كه خود همچون
معلم مرد فيلم آلوده به بدگماني و انحصارطلبي هاي افراطي هستيم و
با وجود تحصيلاتمان تحت فرمان سنت هاي غلط جامعه، سوغاتمان براي
كودكانمان چيست؟ به آنها چه مي آموزيم؟ آينده آنها را با رنگهاي
تيره انديشه دربندمان تيره تر خواهيم كرد؟
وبلاگ دوم به درد آنها كه اهل وب گردي و وبلاگ نويسي هستند مي
خورد، مطلبي با عنوان «اندرباب وردپرس و ام تي» مي توانيد مطالب
بيشتري در اين زمينه در سايت
www.babakweb.com
پيدا كنيد.
گويا بحث
مقايسه و انتخاب بين دو سيستم وردپرس و ام تي در اين روزها بسيار
بالا گرفته . من به عنوان كسي كه از هر دو سيستم استفاده مي كند؛
بارها به شما توصيه كرده ام: وردپرس براي بلاگ نويسي عالي است، اما
اگر مثلاً مي خواهيد لينكدوني بزنيد يا مجله اي الكترونيك راه
بيندازيد يا... بايد ام تي را انتخاب كنيد.
وردپرس با اين كدهاي پي اچ پي تو در تويش ممكن است براي پي اچ پي
كاران جالب باشد، اما يك فرد عادي كه اطلاعات متوسطي دارد چگونه مي
تواند از انعطاف پذيري امكانات آن استفاده كند؟ نمي گويم ام تي سهل
الفهم است، ولي حداقل از اين وردپرس خيلي بهتر است. چون حداقل براي
يك علامت ساده كه ممكن است فراموش كنيم از ما ايراد نمي گيرد؛ بلكه
قبل از بازسازي تذكر مي دهد و ما ايراد را برطرف مي كنيم.وردپرسي
ها خيلي سعي كرده اند آن را سهل الوصل كنند و انصافاً تا حدودي
موفق بوده اند. مثلاً اين سيستم حجم كمي دارد به طوري كه من الآن
با داشتن حدود
۴۰۰مطلب
روي آن به علاوه آرشيو ماهانه و موضوعي حدود
۶مگابايت
از حجم سايت مرا اشغال كرده است.
از ديگر
كارهاي وردپرسي ها پلاگين هاي متعدد و قالب هاي رايگان فراوان آن
است، ولي باز مشكلي وجود دارد. اينكه شما حتي براي نشان دادن تعداد
مطالب وبلاگ مجبوريد پلاگين بريزيد و اين اصلاً جالب نيست.به
هر حال، اگر مي خواهيد بلاگي بزنيد و فقط در آن بنويسيد، در انتخاب
وردپرس شك نكنيد؛ اما اگر كمي (فقط كمي) امكانات بيشتر مي خواهيد و
حوصله سروكله زدن با كدهاي پي اچ پي را نداريد، بايد ام تي باز
شويد. اما ام تي به طور پيش فرض امكانات فراواني دارد.دوستان
عزيز لطف كردند و نظرات خودشان را بيان نمودند. كاميار در نظرش
گفته: ام تي خيلي كارها رو مي تونه به تنهايي انجام بده كه وردپرس
نمي تونه مثلاً همين فيل هواكردن نظر من هم همين است. براي ساده
ترين كارهايي كه در ام تي مي توان انجام داد (مثلاً نشان دادن آمار
تعداد مطلب و نظرات و آخرين به روزرساني) بايد در وردپرس دست به
دامان پلاگين ها شويم. گناهكار در نظرش گفته:مهم
اينه كه كسايي كه با ام تي كار مي كنن نمي دونن كه ساختار پورتالي
كه دارن باش حال مي كنن چه شكليه، اما ما وردپرس كارا خيلي خوب مي
دونيم چي به چيه. نوشته شده كه بايد كم كم منقرض بشه، پرل در ضمن
ام تي با وردپرس هم مي شه گودزيلا هوا كرد به شرطي كه علمشو داشته
باشيحرف
من هم همين است اينجا من فرض را يك كاربر معمولي گرفته ام كه چيزي
از پي اچ پي نمي داند. اين فرد براي اينكه امكانات كمي فراتر از يك
بلاگ در وردپرس داشته باشد بايد با كدهاي پي اچ پي آن سروكله بزند.
اگر از پي اچ پي چيزي نداند بايد چه كند؟
با اين موافقم كه هر كاري با وردپرس شدني است، اما ما اينجا كاربر
را يك كاربر عام و معمولي بايد فرض كنيم، نه خبرگان پي اچ پي قبول
داريد؟ |